تبلیغات
|
دختر بارانی |
|
باران ببار و خیسم کن |
اشک

نوشته شده در ساعت 12:04 ق.ظ توسط عاطفه
لینک نوشته| موضوع : شعر ,
|
رد پای باران ()
عزیزترین سوغاتی
وقتی می یای صدای پات از همه جاده ها می یاد تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن می رسه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا می یاد
هر چی که جاده است رو زمین به سینه من می رسه
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه
عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو
عمر دوباره منی تو رو واسه نفس می خوام
اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم...
نوشته شده در ساعت 07:04 ق.ظ توسط عاطفه
لینک نوشته| موضوع : شعر ,
|
رد پای باران ()
خاطره
كنار هر قطره ی اشكم هزار خاطره دفن اینقدر خاطره داری كه گویی قدر یك قرن گلو می سوزه از عشقت ,عشقی كه مثل زهره ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره درست با منی اما به این بودن نیازارم تو كه حتی با چشماتم نمیگی اه دوست دارم اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود مگر نه رنگ خود خواهی نشست توی چشمات بود هر چی عشق توی دنیا من می خواستم مال ماشه اما تو هیچ وقت نذاشتی بین مون غصه نباشه فكر می كردم با یك بوسه با تو هم خونه می مونم نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی تونم گله میكنم من ازتو ,ازتو كه این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو كه هیچ وقت نمی فهمی گله میكنم من ازتو ,ازتو كه این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو كه هیچ وقت نمی فهمی چشام هم زاده اشك و خون دلم همسایه ی آه زمونه گرگ و عشق تو شبیه مكر روباه شدم چوپانه ساده لوح كناره گله ی احساس چه رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دواس تو اینقدر خواستنی هستی كه این گله نمی فهمه اگر لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تو رو روكرد نفرین به دل ساده كه به چنگال تو خون كرد ********** هر چی عشق توی دنیا من می خواستم مال ماشه اما تو هیچ وقت نذاشتی بین مون غصه نباشه
نوشته شده در ساعت 12:04 ق.ظ توسط عاطفه
لینک نوشته| موضوع : شعر ,
|
رد پای باران ()
عشق حقیقی
توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته...اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون...نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟تو قسمت نظرات بگین...
نوشته شده در ساعت 08:04 ق.ظ توسط عاطفه
لینک نوشته| موضوع : متن ادبی ,
|
رد پای باران ()
خاطرات
من نگاهی را میمانم
که در اندوه غبار آئینهها
خاطرات خسته خود را میجوید
اما نمییابد.
نوشته شده در ساعت 05:03 ق.ظ توسط عاطفه
لینک نوشته| موضوع : متن ادبی ,
|
رد پای باران ()
سکوت من

نوشته شده در ساعت 11:03 ق.ظ توسط عاطفه
لینک نوشته| موضوع : شعر ,
|
رد پای باران ()