تبلیغات
دختر بارانی - اوج

  دختر بارانی

 باران ببار و خیسم کن

اوج

باران، قصیده واری،

- غمناك -

آغاز كرده بود.

 

می خواند و باز می خواند،

بغض هزار ساله ی درونش را

انگار می گشود

اندوه زاست زاری خاموش!

ناگفتنی است...

این همه غم؟!

ناشنیدنی است!

***

پرسیدم این نوای حزین در عزای كیست؟

گفتند: اگر تو نیز،

از اوج بنگری

خواهی هزار بار از اوج تلخ تر گریست


نوشته شده توسط عاطفه در سه شنبه 8 مرداد 1387
لینک نوشته| موضوع : شعر ,
| رد پای باران ()