تبلیغات
دختر بارانی - به دیدارم بیا

  دختر بارانی

 باران ببار و خیسم کن

به دیدارم بیا

به دیدارم بیا هر شب،

در این تنهائی تنها و تاریک ِ خدا مانند،

دلم تنگ است.

بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند.

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها.

دلم تنگ است.

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه،

در این ایوان سرپوشیده،وین تالاب مالامال،

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها.

و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی.

بیا،ای همگناهِ من در این برزخ.

بهشتم نیز و هم دوزخ.


نوشته شده توسط عاطفه در سه شنبه 16 تیر 1388
لینک نوشته|
| رد پای باران ()