تبلیغات
دختر بارانی - نمیدانم..

  دختر بارانی

 باران ببار و خیسم کن

نمیدانم..

دوباره چشمانم منتظر باران اشکهاست تا بغض گلوم بشکند...تا احساساتم با ریزش پایین اید و رد پایش را روی گونه هایم بگذارد....توی این دنیای کروی بعضی وقتها انقدر سخت میشه احساسی را درک کرد که درک نظریه رد کروی بودن زمین اسونتره........

دارم همه دلنوشته هایم را برای تو می نویسم...توکه کم کم احساسمو درک می کنی تو که شاید قانون را شکستی...توکه احساس دوباره به من بخشیدی...درگیرت شدم بی انکه بدانم چرا....

نمی دونم واقعا درگیرمی یا احساس ترحم باعث می شه کنارم باشی...کاش می فهمیدم...


نوشته شده توسط عاطفه در جمعه 18 بهمن 1387
لینک نوشته|
| رد پای باران ()