تبلیغات
دختر بارانی - بر سرمای درون

  دختر بارانی

 باران ببار و خیسم کن

بر سرمای درون

همه

لرزش دست و دلم

از آن بود كه

كه عشق

پناهی گردد،

پروازی نه

گریز گاهی گردد.

 

آی عشق آی عشق

چهره آبیت پیدا نیست

***

و خنكای مرحمی

بر شعله زخمی

نه شور شعله

بر سرمای درون

 

آی عشق آی عشق

چهره سرخت پیدا نیست.

***

غبار تیره تسكینی

بر حضور  ِ وهن

و دنج ِ رهائی

بر گریز حضور.

سیاهی

بر آرامش آبی

و سبزه برگچه

بر ارغوان

آی عشق آی عشق

رنگ آشنایت

پیدا نیست

شاملو


نوشته شده توسط عاطفه در یکشنبه 13 مرداد 1387
لینک نوشته| موضوع : شعر ,
| رد پای باران ()